السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

272

تفسير الميزان ( فارسي )

خدا شفاعت مىكنند ، و شفاعتشان پذيرفته هم مىشود ، اول انبياء دوم علماء سوم شهداء . مؤلف : ظاهرا مراد بشهداء شهداى در ميدان جنگ است ، چون معروف از معناى اين كلمه در زبان اخبار ائمه ع همين معنا است ، نه معناى گواهى دادن بر اعمال ، كه اصطلاح قرآن كريم است . و نيز در خصال « 1 » ، در ضمن حديث معروف به ( چهار صد ) آمده : كه امير المؤمنين فرمودند : براى ما شفاعتى است ، و براى اهل مودت ما شفاعتى . مؤلف : در اين بين روايات بسيارى در باب شفاعت سيده زنان بهشت فاطمه ع ، و نيز شفاعت ذريه او ، غير از ائمه ، وارد شده ، و همچنين روايات ديگرى در شفاعت مؤمنين ، و حتى طفل سقط شده از ايشان ، نقل شده . از آن جمله در حديث معروف از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : ( تناكحوا تناسلوا الخ ) ، فرمود : زن بگيريد ، و نسل خود را زياد كنيد ، كه من در روز قيامت بوجود شما نزد امتهاى ديگر مباهات مىكنم ، و حتى طفل سقط شده را هم به حساب مىآورم ، و همين طفل سقط شده با قيافه اى اخمو ، بدر بهشت مىايستد ، هر چه به او ميگويند : دراى ، داخل نميشود ، و ميگويد : تا پدر و مادرم نيايند داخل نمىشوم ، ( تا آخر حديث ) . و نيز در خصال « 2 » از امام ابى عبد اللَّه از پدرش از جدش از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : براى بهشت هشت دروازه است ، كه از يك دروازه انبياء و صديقين وارد ميشوند ، و دربى ديگر مخصوص شهداء و صالحين است ، و پنج درب ديگر آن مخصوص شيعيان و دوستان ما است ، و خود لا يزال بر صراط ايستاده ، دعا مىكنم ، و عرضه ميدارم : پروردگارا شيعيان و دوستان و ياوران مرا ، و هر كس كه در دنيا با من تولى داشته ، سلامت بدار ، و از سقوط در جهنم حفظ كن ، كه ناگهان از درون عرش ندايى مىرسد : دعايت مستجاب شد ، و شفاعتت پذيرفته گرديد ، و آن روز هر مردى از شيعيان من ، و دوستان و ياوران من ، و آنان كه عملا و زبانا با دشمنان من جنگيدند ، تا هفتاد هزار نفر از همسايگان و خويشاوندان خود را شفاعت مىكنند ( لازمه اين معنا آنست كه زندگى يك نفر شيعه اهل بيت ع در سعادت هفتاد هزار نفر مؤثر است هم چنان كه ديديم اثر انحراف دشمنان اهل بيت تا چهارده قرن باقى مانده و هنوز هم باقى ميماند ) ( مترجم ) يك درب ديگر بهشت مخصوص ساير مسلمانان است ، آنهايى كه اعتراف بشهادت ( لا إله الا اللَّه ) داشتند ، و در دل يك ذره بغض و دشمنى ما اهل بيت را نداشته‌اند .

--> 1 - الخصال حديث اربعة مائة ص 624 2 - الخصال حديث اربعة مائة باب الثمانية ص 407